|
|
|
1
|
||||||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
تصحیح و تلیخیص از mmj
خداوند آیات قرآن را به دو دسته تقسیم میکند. 1- آیات محکمات که اشتباه و احتمالات را برنمیتابند. 2- آیات متشابهات که چند معنی را میرسانند. خداوند میفرماید مرجع ما در مسائل مهم آیات محکم است، لذا اتباع و پیروی از آیات متشابه را بر ما حرام کرده است: «او كسى است كه اين كتاب (آسمانى) را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات «محكم» (صريح و روشن) است; كه اساس اين كتاب مىباشد; (و هر گونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مىگردد)، و قسمتى از آن، «متشابه» است (آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مىرود; ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مىگردد). اما آنها كه در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند». بنابراین مادر امتثال به قول خداوند بر آیات محکم قرآن اعتماد میکنیم نه متشابه، و بدین طریق به سلامت به آرامش و اطمئنان درونی میرسیم پس بحث را به دو قسم تقسیم میکنیم: 1- ازدواج موقت در قرآن. 2- ازدواج موقت در روایات و فتواهای علماء. ازدواج موقت در قرآن ازدواج موقت ابتدا در میان یهود، فارس و غیره وجود داشته است. و به جامعه جاهلی جزیره العرب سرایت کرده است. وقتی دین اسلام آمد در ابتدای دعوت دوبار با نزول این آیات تحریم شد: (المؤمنون: 5-7، المعارج: 29-31).«و آنها كه دامان خويش را (از بيعفتي) حفظ ميكنند. جز با همسران و كنيزانشان، چرا كه بهرهگيري از اينها مورد سرزنش نخواهند بود. و هر كس جز اينها را طلب كند، متجاوز است». از این آیات مکی مشخص میشود که اصل در فروج حرمت است و اما تحلیل آن استثنا است که بعداً ذکر میشود پس دربارة هر چه سکوت کرد حرام است. و از این ایه بخوبی فهمیده میشود که ایندو محور اصلی حرمت است، استثناء حلال و شامل دو نوع نکاح است یعنی غیر از آن دو همه حرامند. اما خداوند برای اینکه راه اشتباه و التباس را بر انسان ببندد با نص صریح غیر از آن دو نکاح را تحریم کرده است بنظر میرسد که خداوند دو نوع ازدواج را مطرح کرده است و درغیر اینصورت میفرماید باید عفت کنید پس هر راه دیگری غیر از آن دو نکاح حرام است خواه با زنا، متعه یا استبضاع و ... باشد. مسلمانان در عهد مکی این نکاح(ازدواج موقت) را به خاطر حرمت آن انجام ندادهاند و هنگامی که به مدینه هجرت کردند آیات نازل شده جز نکاح دائم و نکاح ملک یمین چیز دیگری را اضافه نکردند. کسی که از همسر موقت تمتع میکند در واقع نمیتوان آن را زوجه او نامید. چون در صورت مرگ یکی از آنها از همدیگر ارث نمیبرند. خداوند میفرماید: «و براى شما، نصف ميراث زنانتان است، اگر آنها فرزندى نداشته باشند ...». (النساء: 12) اگر همسر موقت زوجه محسوب میشد باید از همدیگر ارث میبردند ...« و اگر فرزندى داشته باشند، يك چهارم از آن شماست».همان «شما نصف اموال زنانتان را میبرید اگر فرزند نداشته باشند ... و زنانتان از شما یک چهارم اموالتان را میبرند اگر ...». به آیات مربوط به این موضوع مراجعه کنید (بقره: 221) (نور: 32-33) (نساء: 3)، (احزاب: 50 و52) در سورة نور میفرماید: «کسانی که همسر ندارند را به نکاح درآورید».نور 32 منظور نکاح ملک یمین (کنیز) است سپس میفرماید: «و كسانى كه امكانى براى ازدواج نمىيابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بىنياز گرداند» نور33 پس هر کس زوجه یا امه را نیافت تا با او ازدواج کند خداوند به او توصیه میکند صبر و عفاف را پیشه کند یعنی غیر از آن دو نکاح راههای دیگر حراماند. اگر نکاح موقت حلال بود در اینجا ذکر میشد. مثلاً به جای لیستعضف میفرمود لیستمتع، چون لیستعفف مقتضی منع است. خصوصاً با توجه به اینکه اصل در فروج حرمت است. در سورة نساء میفرماید: « پس زنان نیکو و مناسب را به نکاح خود دراورید دو یا سه یا چهار همسر ، اگر بترسید که نتوانید عدالت کنید پس تنها یک زن اختیار کنید یا اگر کنیزانی دارید به انها اکتفا کنید این به عدالت و ترک ستمکاری نزدیکتراست » نسا3 این همان ازدواج دائم است. «از زنانی که میپسندید دو یا سه یا چهار تا را (در یک زمان) به نکاح خود درآورید. «و اگر مىترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد». «و يا از كنيزانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد». خداوند ازدواج با یک زن و نکاح ملک یمین را در این آیه مطرح کرده است، اگر نکاح موقت مشروع بود حتما خداوند آنرا مطرح مینمود. سپس خداوند بعد از محرمات نکاح میگوید: وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَالِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم محُّْصِنِينَ غَيرَْ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا(24) «برای شما ازدواج با زنان دیگر جزاینان حلال گشته است و میتوانید با اموال خود با زنان ازدواج کنید در حالی که پاک دامن و بدور از زنا هستید اگر با زنی ازدواج کردید و از او کام گرفتید مهریه او را به عنوان فریضه بپردازید. ... و اگر کسی ازشما نتوانست با زنان مؤمن ازدواج کند میتواند با کنیزان مؤمن ازدواج کنید».(النساء: 24-25) یعنی این دو راه حلال ازدواج دائم و نکاح ملک یمین هستند. ولی اگر اولی را به ازدواج موقت تفسیر کنیم جای ازدواج دائم که اصل در نکاح است در آیات باقی نمیماند و این غیر معقول است چون دلیل برای تعبیر آیه به ازدواج موقت نداریم جز لفظ «استمتعتم» که به علت متشابهبودنش نمیتوان چیزی را با قرآن ثابت کرد. استدلال به قرآن برای مشروعیت ازدواج موقت جائز نیست زیرا تنها جایی از قران که در این زمینه به آن استناد میشود لفظ متشابه بوده و دلالت آن قطعی نیست. حلالکردن فروج در اسلام جداً مسئلة مهمی است، تساهل در آن هرگز جائز نبوده و دلائل متشابه را برنمیتابد. در قرآن حتی یک نص صریح دالّ بر مشروعیت نکاح موقت وجود ندارد، پس ادعای مشروعیت آن باطل است زیرا پیروی از متشابهات است. معنی لغوی استمتاع در لغت استمتاع یعنی لذت و سودبردن که ممکن است از چند چیز باشد. 1- غذا: خداوند میفرماید: أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبرَِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَ اتَّقُواْ اللَّهَ الَّذِى إِلَيْهِ تحُْشَرُونَ(96) «صيد دريا و طعام آن براى شما و كاروانيان حلال است».:.(المائده: 96). 2- لباس باشد: وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَ جَعَلَ لَكمُ مِّن جُلُودِ الْأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَ مِنْ أَصْوَافِهَا وَ أَوْبَارِهَا وَ أَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَ مَتَاعًا إِلىَ حِينٍ(80) «و از پشم و كرك و موى آنها، براى شما اثاث و متاع (و وسايل مختلف زندگى) تا زمان معينى قرار داد».: (النحل: 80). 3- اموال پرداخت شده به مطلقات باشد: لَّا جُنَاحَ عَلَيْكمُْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلىَ المُْوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلىَ الْمُقْترِِ قَدَرُهُ مَتَاعَا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلىَ المُْحْسِنِينَ(236) «ثروتمند و فقیر هر یک باندازة توانشان زنان (مطلقه) را به نحو احسن بهرهمند سازند».(البقره: 236). 3- جماع باشد، یعنی هر گاه با آنان جماع کردید چون انسان از جماع لذت میبرد و بهرهمند میشود. واژه استمتاع و مشتقات آن حدود شصت بار بکار رفته است که هیچکدام از آنها در ارتباط با نکاح موقت نیستند. از جمله آیه 128 سورة انعام: َ يَوْمَ يحَْشرُُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشرََ الجِْنِّ قَدِ اسْتَكْثرَْتُم مِّنَ الْانسِ وَ قَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْانسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَئكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ(128) «پروردگارا! هر يك از ما دو گروه (پيشوايان و پيروانگمراه) از ديگرى استفاده كرديم; (ما به لذات هوس آلود و زودگذر رسيديم; و آنها بر ما حكومت كردند;) و به اجلى كه براى ما مقرر داشته بودى رسيديم». (خداوند) مىگويد: «آتش جايگاه شماست». «بگو: بهرهمند شوید همانا مسیر شما رو به آتش است».(آل عمران: 7). هیچکدام از این آیات دربارة ازدواج موقت نیست زیرا سیاق آیات این سورهها و همچنین سورة نساء آنرا نمیپذیرند و منظور آیه 24 سورة نساء پرداخت مهریه ازدواج دائم است که ذیلا توضیح داده میشود. مهريه چهار حالت دارد 1- هنگامی که قبل از دخول طلاق واقع شود و مهریهاش مشخص نشده باشد در چنین حالی براساس توانایی زوج مقداری مال به زن داده میشود: «اگر زنان را قبل از آميزشجنسى يا تعيين مهر، (به عللى) طلاق دهيد، گناهى بر شما نيست. (و در اين موقع،) آنها را (با هديهاى مناسب،) بهرهمند سازيد! آن كس كه توانايى دارد، به اندازه تواناييش، و آن كس كه تنگدست است، به اندازه خودش، هديهاى شايسته (كه مناسب حال دهنده و گيرنده باشد) بدهد».(البقره: 236). 2- وقتی که طلاق قبل از دخول واقع شود و مهر زن مشخص باشد مهریه زن نصف مهریه مشخص شده است. «هرگاه زنان را قبل از دخول طلاق دادید و مهریه آنان معلوم شد نصف مهریه را به آنان بپردازید».(البقره: 237). 3- هرگاه زن بعد از دخول طلاق داده شد و مهریهاش مشخص نشده بود باید به زن مهرالمثل داده شود. 4- وقتی مهریه زن معلوم باشد و طلاق داده شود باید تمام مهریهاش پرداخت گردد. گرچه تنها با یک جماع از او متمتع شده باشد. َ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَالِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم محُّْصِنِينَ غَيرَْ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا(24) (النساء: 24). «پس كسي از زنان كه از او بهره گرفتيد[يعني: با جماع و آميزش جنسي به وسيله نكاح شرعي، از او برخوردار شديد] پس مهرشان را [كه بر آن با هم به توافق رسيده بوديد] بهعنوان فريضهاي به آنان بدهيد[يعني: مهر براي زنان از جانب خداي متعال مقرر شده است» . ""اجور"" در اینجا یعنی مهریه چون در عقد ازدواج در مقابل استمتاع از زن اجری قرار داده میشود تا زن از آن بهره ببرد خداوند میفرماید: (الأحزاب: 50). يَأَيُّهَا النَّبىُِّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ الَّتىِ ءَاتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَ بَنَاتِ عَمِّكَ وَ بَنَاتِ عَمَّتِكَ وَ بَنَاتِ خَالِكَ وَ بَنَاتِ خَلَتِكَ الَّتىِ هَاجَرْنَ مَعَكَ وَ امْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبىِِّ إِنْ أَرَادَ النَّبىُِّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فىِ أَزْوَاجِهِمْ وَ مَا مَلَكَتْ أَيْمَنُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَ كاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا(50) «ای پیامبر ما همسرانی را که مهریهشان را پرداخت کردهای برایت حلال کردیم». شیخ الطائفه طوسی کسانی را که میگویند منظور از اجور ازدواج متعه است سفیه میداند و میگوید: «بعضی از اصحاب ما گفتهاند مراد از آیه ازدواج متعه است چون به مهریه اجر نمیگویند بلکه صدقه و نحله گفته میشود. اما این قول ضعیف است چون خداوند مهریه را اجر نامیده است و میفرماید: فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ ءَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ محُْصَنَاتٍ غَيرَْ مُسَافِحَاتٍ وَ لَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ (25)(النساء: 25).«آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد». وَ المُْحْصَنَاتُ مِنَ المُْؤْمِنَاتِ وَ المُْحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا ءَاتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ محُْصِنِينَ غَيرَْ مُسَافِحِينَ وَ لَا مُتَّخِذِى أَخْدَانٍ (المائده: 5). «و زنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند; هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد». «مسیره التبیان» (3/166) شریف مرتضی یکی از بزرگان شیعه و مشهورترین آنها در کتابش «الانتصار» میگوید: برخی از اصحاب ما استدلال کردهاند که لفظ «استمتعم» دال بر ازدواج موقت است نه ازدواج دائم، چون خداوند مالی را که به زن داده میشود اجر نامیده است در صورتی که خداوند مهریه ازدواج دائم را به این اسم بیان نکرده است بلکه به اسم نحله، صداق و فریضه آن را نام برده است. اما این استدلال مورد اعتماد نیست چون مهریه ازدواج دائم را نیز اجر نامیده است: يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانهِِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلىَ الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لهَُّمْ وَ لَا هُمْ يحَِلُّونَ لهَُنَّ وَ ءَاتُوهُم مَّا أَنفَقُواْ وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا ءَاتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لَا تُمْسِكُواْ بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَ سَْلُواْ مَا أَنفَقْتُمْ وَ لْيَسَْلُواْ مَا أَنفَقُواْ ذَالِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يحَْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(10) (الممتحنه: 10).«و گناهي بر شما نيست كه با آنها ازدواج كنيد هرگاه مهرشان را به آنان بدهيد».ن.ک: «الانتصار» شریف مرتضی (ص 113) معنای کامل ایه (ترجمه ایتی) : «ى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون زنان مؤمنى كه مهاجرت كردهاند به نزدتان آيند، بيازماييدشان. خدا به ايمانشان داناتر است. پس، اگر دانستيد كه ايمان آوردهاند، نزد كافران بازشان مگردانيد. زيرا اينان بر مردان كافر حلال نيستند و مردان كافر نيز بر آنها حلال نيستند. و هر چه آن كافران براى اين گونه زنان هزينه كردهاند بپردازيد. و اگر آنها را نكاح كنيد و مهرشان را بدهيد مرتكب گناهى نشدهايد. و زنان كافر خود را نگه مداريد. و هر چه هزينه كردهايد از مردان كافر بخواهيد و آنها نيز هر چه هزينه كردهاند از شما بخواهند. اين حكم خداست. خدا ميان شما حكم مىكند و او دانا و حكيم است.» (10) بنابراین استدلال به این آیه برای ازدواج موقت درست نیست چون استدلال به متشابه است. و سیاق آیه از چند وجه آنرا ردّ میکند این آیات تنها دو نوع نکاح را نام بردهاند نکاح دائم و ملک یمین که از نکاح دائم به لفظ استمتاع تعبیر شده است ولی اگر منظور از استمتاع نکاح متعه باشد این بدان معنی است که در این آیات ازدواج دائم ذکر نشده است. و این غیر معقول است پس باید لفظ را بر ازدواج دائم حمل کنیم نه چیز دیگر. در آیه ابتدا نکاح مشکل وبعد نکاح آسان را بیان کرده است: وَ مَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلاً أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ ءَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ محُْصَنَاتٍ غَيرَْ مُسَافِحَاتٍ وَ لَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَينَْ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيهِْنَّ نِصْفُ مَا عَلىَ الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَالِكَ لِمَنْ خَشىَِ الْعَنَتَ مِنكُمْ وَ أَن تَصْبرُِواْ خَيرٌْ لَّكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(25) (النساء: 25). «و آنها كه توانايى ازدواج با زنان (آزاد) پاكدامن باايمان را ندارند، مىتوانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند». و مشکلتر از نکاح جاریه تنها ازدواج دائم است ولی نکاح متعه آسانترین انواع نکاح است پس مقصود آیه نکاح متعه نیست. خداوند شروط نکاح را در این آیه بیان کرده است: وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَالِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم محُّْصِنِينَ غَيرَْ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ فََاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلِيمًا حَكِيمًا(24)«براى شما حلال است كه با اموال خود، آنان را اختيار كنيد; در حالى كه پاكدامن باشيد و از زنا، خوددارى نماييد». غیر مسافحین یعنی زناکار نباشید. ولی مقصود از نکاح متعه تنها ارضاء شهوت است و در آن احصان و پاکدامنی و حفظ جسم و نفس زن یا مرد نیست و براستی این نص صریحی در رد ازدواج موقت است زیرا به اتفاق علماء در ازدواج موقت پاکدامنی و احصان وجود ندارد. جامعه عصر نبوی از ازدواج موقت خالی بوده است اگر ازدواج موقت در عصر پیامبر مرسوم بود حتماً خداوند در قرآن مشروعیت و احکام تفصیلی آنرا بیان مینمود همانطور که در ازدواج دائم و ملک یمین بیان کرده است. یقیناً اگر ازدواج موقت مشروع بود بخاطر سهولتش عمل به آن بیشتر میشد پس چگونه خداوند نسبت به این امر مهم سکوت میکند ولی دو ازدواج دیگر را تشریح مینماید. خداوند نکاح جاریه را در هشت جای قرآن بحث کرده است و آیات دیگر مربوط به مشروعیت واحکام آن در قرآن فراوانند حتی خداوند مسئلهای مانند شراب را که اهمیتش از نکاح متعه کمتر است چندین بار ذکر کرده است پس چگونه نکاح متعه را که خطیرتر و وقوع آن بیشتر خواهد بود در قرآن ذکر نمیکند. در این زمینه فقط یک قول درست است. اینکه نکاح متعه بر مسلمانان حرام بوده و آنرا عملی نساختهاند و از اول عهد اسلام در مکه بر آنان حرام گشته است همانطور که در سورة مؤمنون و معارج ذکر شده است. ازدواج موقت در روايات و فتوای فقهاء اولین روایتی که باید مورد توجه قرار گیرد روایت ترمذی از ابن عباس است ابن عباس میگوید: «إنما كانت المتعة في أول الإسلام، كان الرجل يقدم البلدة ليس له بها معرفة فيتزوج المرأة بقدر ما يرى أنه يقيم فيها فتحفظ له متاعه وتصلح له شأنه حتى إذا نزلت « ِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانهُُمْ فَإِنهَُّمْ غَيرُْ مَلُومِين»(المؤمنون: 6). فكل فرج عدا هذين فهو حرام». (تحفة الأحوذي شرح جامع الترمذي 4/269). «ازدواج موقت در اول اسلام رائج بود و هرگاه مردی به شهری وارد میشد که در آنجا آشنایی نداشت با زنی ازدواج میکرد به همان اندازه که در آنجا میماند تا زن وسائلش را برایش حفظ کند و حالش را اصلاح نماید. تا زمانی که این آیه نازل شد. (المؤمنون: 6). «تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند». از این روایت برمیآید که نکاح متعه در ابتدای اسلام حرام گشت چون از عادات جوامع جاهلی و مشرک بود. در مسند امام احمد آمده است مردی از ابن عمر دربارة نکاح متعه سؤال کرد او عصبانی شد و گفت: «قسم به خدا ما در عهد پیامبر خدا ص زناکار نبودهایم». (مسند امام احمد با سند صحیح 2/87، مجمع الزوائد 4/265) یعنی مجتمع عصر پیامبر ص عاری از نکاح متعه بوده است و امام نووی در شرح مسلم، سرخسی در المبسوط و شیخ مخلوف در صفوة البیان و امثال آنها نیز به آن اشاره کردهاند. علامه شمسالدین سرخسی میگوید: «به ما چنین رسیده است که پیامبر خدا ص در عصر خود سه بار در غزواتی که از نظر جنسی مردان در مضیقه قرار گرفتهاند نکاح متعه را حلال کرده است اما بعداً از آن نهی نموده است و غیر از آن سه بار کلاً تداوم نداشته است تا نیازمند دلیل نسخ باشد». (المبسوط 5/152) و در این زمینه امت به اجماع رسیدهاند همانطور که جصاص، قاضی عیاض وخطابی ذکر کردهاند.(احکام القرآن 2/152، المعلم 2/131، شرح صحیح مسلم نووی 9/181، فتح الباری 9/78) تمام روایات دیگر جز ترخیص در این سه روز چیز دیگری را نمیرسانند (یعنی فقط موارد خاص) یک بار در خیبر که بعد از آن پیامبر آنرا تا روز قیامت تحریم کرد. مسلماً در آن زمان در خیبر زنان مسلمان وجود نداشتهاند پس نکاح متعه با زنان یهودی و مشرک بود نه با زنان مسلمان و نه در مجتمع اسلامی لذا به علت کوتاهبودن مدت آن و وقوعش در خارج از جامعه اسلامی بحث آن در قرآن نیامده است. اما به نظر ابن عباس رخصت آن در زمان اضطرار باقی بود ولی اصحاب بزرگ مانند علی بن ابیطالب با او مخالفت کرده و فتوایش را ابطال نمودند علیt به او گفت: «إنك رجل تائة نهانا رسول الله ص عن متعة النساء يوم خيبر». (مسلم با شرح نووي 9/189).«شما مرد پریشانحالی هستی، پیامبر ص در روز خیبر ما را از نکاح متعه منع کرد». و عبدالله بن عمر نیز با او مخالفت کرد. ترمذی، بیهقی و طبرانی نقل کردهاند که ابن عباس از رأی خود بازگشت. با این وجود ابن عباس مانند گوشت مردار تنها آنرا در حال اضطرار جائز میدانست یعنی در اصل نکاح متعه را مانند گوشت مردار حرام میدانست. عبدالله بن عمر میگوید: وقتی عمر بن خطاب به ولایت رسید برای مردم خطبه خواند و گفت: پیامبر خدا سه بار نکاح متعه را برای ما مباح و سپس آنرا حرام کرد. قسم به خدا اگر ببینم مرد متأهلی نکاح متعه کند او را رجم میکنم مگر اینکه چهار شاهد بیاورد و گواهی دهند که پیامبر ص بعد از تحریم آنرا حلال کرده است. (ابن ماجه حدیث 1963 و مسند احمد 13/552) یعنی عمر شخصاً نکاح متعه را تحریم نکرد بلکه حرمت آنرا از پیامبر ص نقل کرد و مباحبودن آن تنها سه روز بود سپس تحریم گردید نه اینکه در تمام عهد مدنی مباح بوده باشد. همانطور که شایع شده است. فقهاء اهل بيت بر حرمت نکاح متعه اجماع دارند 1- علی بن ابیطالبt همانطور که از مصادر اهل سنت نقل شد و اما مصادر اهل شیعه در مسند امام زید بن علی از زید بن علی از پدرش از جدش علی روایت کرده است که گفت: «نهى رسول الله ص عن نكاح المتعة عام خيبر».الروض النصير شرح مجموع الفقه الكبير (4/23)، تهذيب الأحكام طوسي (7/251) الاستبصار طوسي 3/142، وسائل الشيعه عاملي (4/441). 2- امام زید (الروض النضير شرح مجموع الفقه الكبير (4/26). 3- امام جعفر صادق همانطور که در بحارالانوار (100/318) آمده است از او دربارة متعه سؤال شد گفت: جز انسانهای فاجر کسی نزد ما آنرا انجام نمیدهد. در «الروض النضیر» در فقه زیدیه، آمده است او دربارة نکاح متعه گفت: همان زنی است. (الروض النضير شرح مجموع فقه الكبير 4/226 ودعائم الاسلام 2/229). 4- امام محمدباقر دربارة نکاح متعه گفت همان زنی است همانطور که در روضالنضیرآمده است. و دربارة نهی ائمه از نکاح متعه به کتاب الکافی کلینی (5/449 و 453) مراجعه شود. 5- امام حسن بن یحیی بن زید فقیه اهل عراق اجماع اهل بیت دربارة نهی از نکاح متعه را نقل میکند. (الروض النضير شرح مجموع الفقه الكبير 4/226). طوسی یکی از علماء بزرگ امامیه میگوید: نکاح موقت عیب و عار است. او می گوید: وقتی زن از خانوادة شریفی باشد نکاح متعه با او درست نیست چون برای خانوادهاش عیب عار و برای خود زن ذلت و خواری است. (تهذیب الاحکام 7/253) واضح است که زیدیه و اسماعیلیه که از اهل بیت تبعیت میکنند، و همچنین اهل سنت آنرا حرام میدانند. 6- روایاتی که از ائمه مبنی بر تحلیل آن روایت شدهاند همه دروغند. چون با قرآن، سنت، اجماع صحابه و فقهاء امت از جمله فقهاء اهل بیت تعارض دارند و سند آنها نیز ضعیف است. بررسی تاريخ ائمه در تاریخ نیامده است که یکی از علماء یا عامه اهل بیت بخصوص در سه قرن اول هجری از ازدواج موقت بدنیا آمده باشند. اگر آنان آنرا مباح یا واجب میدانستند در میان آنها اجرا میشد و فرزندانی از این طریق بدنیا میآمدند و کتب انساب تنها دو نوع مادر برای آنها ذکر کرده است یکی همسر دائمی و دیگری جاریه. بدین دلیل آنان نکاح متعه انجام ندادهاند، و این مقتضی تحریم آن از طرف امامان است. و اگر تاریخ زندگی آنان بررسی شود موضع عملی آنها در برابر متعه مشخص میشود. از این طریق تمام روایات نقل شده از آنها دربارة اباحه نکاح متعه تکذیب میشوند، ولله الحمد. جای تعجب است که علماء امامیه برخلاف همه مطالب ذکر شده فتوی دادهاند از محمد الصدر دربارة نکاح متعه سؤال شد. او جواب داد (مسأله 173) «از ضروریات مذهب است و هر کس آنرا انکار کند مانند این است که از تشیّع خارج و به تسنن یا به هر ملت دیگری وارد شده است، و متدین به غیر ما انزل الله شده است، چون در قرآن نص آن وجود دارد. (مسائل ورود / جزء چهارم ص 41). از امام جعفر صادق روایت میکنند که گفته است: خداوند شراب مستکننده را بر پیروان ما حرام کرده و در عوض نکاح متعه را حلال نموده است. حتی به دروغ به پیامبر ص نسبت دادهاند که فرموده است: «هر کس یکبار متعه انجام دهد از خشم خداوند جبار در امان است، و هر کس دوبار نکاح متعه انجام دهد با ابرار حشر میشود، و هر کس سه بار متعه انجام دهد در بهشت همراه من خواهد بود». (تفسير منهج الصادقين: فتح الله كاشانى 2/493). در حالی که پیامبر ص از این اقوال بری است. و اخیراً ایت الله گلپایگانی و لطفالله صافی فتوای جواز مفاخذه با خواهر شیری را صادر کردهاند. (هداية العباد 2/305 – 238). ویرایش : اهل سنت استدلالهای فوق را در نقد و نفی ازدواج موقت ارائه داده اند ، و این درحالی است که از منظر علمای مذهب امامیه ازدواج موقت یکی از دستورات مسلم قرانی است . |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۸/۱۱/۱۷ در ساعت ۱۲:۵۸ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
| تشكرها 4 |
|
|
2
|
||||||||||||||||||
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]() |
من خواهشم از دوستان اینست که قبل از مطالعه استدلالهای مفسران و علما(ی شیعه) متن فوق را بخوبی و با دقت مطالعه فرمایند تا بدون اینکه به اشتباه بیافتند سره از ناسره را تمیز دهند.
تفسیر نمونه درباره ایه 24 سوره نساء : http://www.ghadeer.org/qoran/t_nemon...20.htm#link258 تفسیر المیزان درباره ایه 24 سوره نساء : http://www.ghadeer.org/qoran/almizan...34.htm#link262 |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۸/۱۱/۱۶ در ساعت ۰۵:۲۴ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
|
|
3
|
||||||||||||||||||
|
عضو كوشا
![]() ![]()
![]() |
بسم الله و سلام و عرض ادب
با سپاس از شما لازم مي بينم كه اين مطلب را ذكر كنم كه در زمان پيامبر و ائمه معصومين،براي مسلمين اگر به حكم ضرورت ازدواج موقت پيش مي آمد،آنها نسبت به همسر موقت خويش تعصب خاصي داشتند و آنها را بعد از مدتي رها نمي كردند، چيزي كه در اين زمان شاهد خلاف آن هستيم. و اين مسئله{رها كردن زن هايي كه به متعه در مي آيند} موجب خفت زن و پايمال كردن شان والاي اوست و اين مطلب درست مخالف ارزشهاي اسلامي است. اسلام همه را عزيز مي پندارد. |
||||||||||||||||||
|
|
| تشكر |
|
|
4
|
||||||||||||||||||
|
عضو حرفهاي
![]() ![]()
![]()
|
نمیدونم این بحثی که اینجا میکنم جاش هست یا نه...
ولی فقط میدونم اهل بیت(ع)همواره طرفدار ترویج متعه((البته به روش درستش))بودند و خلفای....من جمله عمر نا اگاهانه ردش کردند.... اینم بدونید که اگر ما روش اهل بیت رو رعایت میکردیم الان تاپیک((خود ارضایی و مسائل جنسی هر روز اینجا بالا نبود)) من یکی از رفیقای دانشگام تو جواب اینکه ازش پرسیدم چرا با صیغه کارتو هم قانونی و شرعی نمیکنی و...میگفت من اگه از طریق غیر شرعی بخوام ...یعنی همون زنا...پدرم طرفدارمم هست و هوامو داره ولی اما اگه بفهمه صیغه کردم گردنمو میشکنه و.... البته بگم من خودمم الان مثل ...از متعه میترسم و ترس اینکه خانواده یه روز بفهمن من کسی رو صیغه کردم با اینکه خدایی نکرده...((ولش کن)))یکیه!!!! البته ما خانوادمون کاملا مذهبیه ولی خوب هر چی باشه بر خلاف عرفمونه و.... حتی اگر خانواده هیچی نگن باور کنید من خودم از خجالت جرات نمیکنم پامو خونه بزارم و تو چشم خانوادم نگاه کنم و... واقعا برام جای تاسف داره که تو مملکت شیعه عرفمون شده حرف عمر !!!! البته منم با ازادی و بی بند و باری متعه موافق نیستم اما کاش قبل از اینکه جامعه به فحشا کشیده میشد کمی علمی تر رو متعه بررسی میشد و لازم نیست که کسی که متاهل هست و هیچ مشکلی نداره متعه کنه بلکه کسایی که همسرشون فوت کرده و یا طلاق و....یا اصلا من بعضی رفیقای دانشجوم سنشون داره 30 رو هم رد میکنه و به نظر شما چقدر و تا چه حدی میشه تقوا داشت؟؟؟ حتما جریان جهاد اکبرو شنیدید دیگه؟؟؟ پس کاش سرمونو مثل کپک نکنیم تو برف و..... |
||||||||||||||||||
|
ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۸/۱۲/۱۳ در ساعت ۰۴:۲۷ بعد از ظهر |
|||||||||||||||||||
|
|
![]() |
|
|
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | امتیاز به این موضوع |
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ | آخرين نوشته |
| بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر | bahrani | مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن | 7 | 4 هفته پیش ۱۰:۰۳ قبل از ظهر |
| ازدواج امام زمان(عليه السلام) | bahrani | مهدویت | 5 | ۱۳۸۹/۰۵/۶ ۰۱:۰۲ قبل از ظهر |
| کانون ازدواج آسان(تامین جهیزیه-تسهیل ازدواج-مسکن و ماه عسل جوانان) | شوخ | مشاوره ازدواج و خانواده | 1 | ۱۳۸۹/۰۱/۳۱ ۰۹:۱۰ بعد از ظهر |
| آقاي كوروش زرتشتي ( و مثال شما)!!! | penitent | ادیان و فرق و مکاتب غیر آسمانی | 5 | ۱۳۸۸/۰۲/۶ ۰۶:۵۶ بعد از ظهر |
| ازدواج نيمهمستقل، زندگي برزخي براي جوانان | reza007 | مشاوره ازدواج و خانواده | 5 | ۱۳۸۷/۱۱/۲۴ ۰۶:۳۵ بعد از ظهر |